الشيخ علي اكبر النهاوندي
112
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
مردمان مصر بدان صحرا روى آوردند . آنگاه يوسف با خيل و حشم خويش به آن صحرا تشريف آورد و بر تختى كه بر بالاى بلندى براى وى نهاده بودند ، برآمد و برقع از جمال خويش برداشت . چون نظر مجاعت رسيدگان بر جمال آن حضرت افتاد ، چندان مستغرق جمال وى گشتند كه تا يك ماه ديگر پرواى طعام و شراب نداشتند . يوسف صدّيق در آن سه ماه ، ماهى يك مرتبه جمال خود را به مصريان نمودار كرده و آنها را از طعام و شراب مستغنى مىنمود . اين ناچيز گويد : عجب است از اين طايفه كه اينگونه از ارزاق و موادّ حيات را دربارهء طايفهء كثيرى روا داشته ، در كتب خود ثبت و ضبط مىنمايند و لكن دربارهء حجّت خدا ، حضرت مهدى منتظر ، رزق و مادّهء حيات را به طعام و شراب منحصر دانسته ، آنگاه شبهه مىنمايند كه چگونه در مدّت غيبت ، طعام و شراب به آن حضرت و اصل مىگردد ! امر پنجم ؛ در نجم ثاقب « 1 » فرموده كه علماى اهل سنّت در احوال بسيارى از مشايخ و عرفاى خود نوشتهاند كه مدّتها در فلان محلّ از مغاره يا مسجد به ذكر و عبادت مشغول بود و غذاى او از غيب مىرسيد كه حسنى در نقل آنها نيست . حال چه شده كه اين مقدار مقام را در يكى از فرزندان پيغمبر خود مستبعد دارند و احتمال ندهند و لكن آنرا براى هر بىسروپايى راضى مىشوند . [ دو حكايت از عامّه در رفع شبهه ] اين ناچيز گويد : نقل ايشان ، دربارهء رسيدن غذاى غيبى براى مشايخ و مرشدين خود و آنكه نهايتا مىگويند : به واسطهء رياضت به اين مقام رسيده ؛ چندان استعجاب ندارد ، چون باز ، پاى غذا و قوت در بين است ، عجب اين است كه از بعضى اشخاص حكاياتى نقل مىنمايند كه نه شيخ بودهاند ، نه مرشد و نه آنكه از غيب برايشان غذا مىرسيده ، بلكه در مدّت كثيرى هيچ احتياجى به طعام و شراب نداشته ، باوجوداين
--> ( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 790 .